X

ولادت امام باقر (علیه السلام)

روز اول رجب ولادت پنجمین اختر تابناک ولایت و امامت حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) می باشد، امام سجاد زین العابدین پدر این مولود و مادرش دختر امام حسن مجتبی (علیه السلام) می باشد و ایشان میوه شجره طیبه امامت فرزند سبطین الحسن و الحسین یعنی والدین این گوهر تابناک فرزندان جوانان اهل بهشت می باشند.

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: (الحسن والحسین سیدا شباب اهل الجنه)

خاندانی پاک و منور از نسل علوی و همه خصلت جدش محمد مصطفی را خدا در او جمع کرده، مادر بزرگش فاطمه زهرا (س) پدر بزرگش مولی الموحدین علی بن ابی طالب، تربیت شده در دامان دختر امام حسن (ع) و بزرگ شده در مکتب حسینی، برگرفته از زهد و علم و فرهنگ حضرت سجاد (علیهم السلام).

پیامبر اکرم (ص) پیشاپیش در وصف ایشان فرموده اند: باقر العلوم ، یعنی شکافنده علم و در حقیقت علوم اولین و آخرین را از پدر بزرگوارش امام زین العابدین آموخت.

ایشان در مدینه جدش زندگی می کرد و به نشر علوم دین و عقاید آل محمد (ص) و تربیت شاگردان برجسته تشیع مشغول بودند، که تعداد زیادی از علما و فقهاء و مفسرین را برای بقاء دین اسلام تربیت کردند که مانند و مثیل ندارند.

از این گوهر با ارزش درّی همچون امام جعفر صادق (ع) مؤسس مذهب جعفری تربیت شد که ادامه دهنده راه پدر و همچنین حوزه علمیه مذهب تشیع در قلب حکومت ظالمانه بنی امیه و بنی عباس احیا نمودند و علمای برجسته به تاریخ بشریت تحویل داد.

ابن ابی الحدید سنی در وصف این امام همام می نویسد: امام محمد باقر بزرگ فقهاء حجاز می باشد که فرزندش جعفر الصادق برای مردم تدریس علم فقه می کند و اینها خانواده فقه و فقاهت هستند، یکی از بهترین صفات حضرت باقر حلم و صبر ایشان است که زبانزد تاریخ نویسان است، اجماع مؤرخین می نویسند از امام باقر (ع) هیچ ظلم و بی ادبی و بی احترامی دیده نشده بر علیه کسی و غیر از احسان و مهربانی و کمک حتی به غیر مسلمین عمل دیگری نداشت.

راوی می گوید: روزی شخصی کتابی غیر مسلمان به امام باقر (علیه السلام) رسید و بی احترامی کرد و با بد زبانی با امام سخن گفت و با بی ادبی گفت: (انت بقر، فقال الامام لا، انا باقر. )

به امام گفت: تو گاو هستی، امام بدون ناراحتی فرمودند: نه، من باقر هستم. و دوباره با هجوم به امام گفت: مادر تو خدمتکار و آشپز است، امام با روی خوش جواب داد: اینکه صفت بد نیست، بلکه یک حرفه است، دوباره با غضب به امام فریاد زد، که مادر تو سیاه زنگی و برده است، امام همچنان با آرامی جواب دادند اگر سخن تو راست باشد خدا ایشان را ببخشد و اگر دروغ بگویی خدا تو را ببخشد، شخص نا مسلمان بهت زده و متعجب شد از صبر و حلم و اخلاق این بزرگوار که این صفت انبیاء است. پس به روی دستان امام باقر (ع) افتاد و مسلمان شد.

شیخ عبدالحسین باقر علی

ارسال این مطلب به صفحه شخصی خود در : لينکام | نت ايران | لينک پد | ايميل | دنبالر | هم ميهن | فيسنما | کلوب | افسران | توییتر | فیس بوک | گوگل پلاس |

ارسال دیدگاه